تبلیغات
ناله ی تنبور - تاریحچه ی تنبور
ناله ی تنبور

تاریخچه ی تنبور

 

                                                                         

بر پایه سه مجسمه كوچك بازیافت شده در خرابه‌های شوش،تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع كاسه گلابی شكل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق تركیه و یونان به باختر رفته و كاسه بیضی شكل آن در مصر باب شده‌است. از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است كه در زمان ساسانیان خسرو پرویز و قبل از آن هم به كار نواختن می‌آمده. تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده، می‌گوید ایرانیان تنبور را برتر از دیگر سازها دانسته، می‌نوازند. تنبور در نوشته‌های موسیقی عرب، به شكل سازی كامل و مناسب برای همراهی با آواز معرفی گردیده واز آن به عود دسته بلندایرانی تعبیر شده‌است. آمده است كه در پنج هزار سال پیش در آناتولی قدیمی كسانی از نژاد آریایی میزیسته اند بنام " هی تیت " كه تنبور بین آنان معمول بوده است و درنقشها حجاری شده روی سنگ این ساز تصویر شده است . آرتور كریستسن سن در كتاب " ایران در زمان ساسانیان " نام ابزار موسیقی ایران را چنین آورده : بربط ، نای ، مزمار ، چنگ و گوید مردم خراسان بیشتر وسیله ای را در موسیقی بكار می برند كه هفت تار داشت و آنرا " زنگ " میخواندند . اما مردم ری ، طبرستان و دیلم تنبور را دوست تر داشته و این ساز نزد همه ، مقدم بر سایر سازها بوده است.

تنبور به هر كجا كه رفته اصل آن از ایران است: مرحوم سید خلیل عالینژاد در پایاننامه خود با موضوع" تنبور از دیرباز تاكنون" با بیان این مطلب گفته:در عراق صدر اسلام و قرون اولیه دوران اسلامی طنبور محبوبیت داشته، در همین دوره در سوریه و حجاز طنبور از جمله رایجترین سازهای مورد استقبال عامه بود. اما در عصر عباسیان طنبور به محبوبترین ساز عالی و اختصاصی اعجوبگان هنر موسیقی تبدیل شده بود و به این ترتیب عود را كه اسباب دست هر موسیقیدان بزرگ در كار همراهی محسوب میشد به مبارزه میطلبید. این استاد بزرگ می افزاید: تنبور در اعصار و قرون متمادی در صحنه هنر موسیقی سرزمین ما حضور چشمگیر داشت ولی متاسفانه آنچنان اسناد و مدارك در دست نیست كه بتوان پرده از چگونگی الحان و مقامات موسیقیایی آن زمانها برداشت .
در بخش دیگراین رساله آمده است: اگر چه در مورد رشد و شكوفایی هنر موسیقی در عهد صفوی نظریات متفاوت ارائه شده اما با توجه به نوشتههای مورخین ایرانی و غیر ایرانی بسیاری از بزرگان علم و عرفان آن روزگار تنبور نواختهاند .
اما در اواخر عصر صفوی هم چنانكه اقتدار، امنیت و اثبات سلسله مذكور رو به ضعف نهاد گرمی و رونق بازار هنر به ویژه موسیقی به سردی گرایید و در عوض تاریكی و جهل و خرافات و تعصبات غیر معقول جای آن را گرفت كه تا یكی دو قرن ادمه یافت. با وجودیكه دوران پس از صفویه را خیلیها دوران كم خبری نامیده اند، اما با توجه به پارهای از اسناد موجود تنبور باز كم و بیش به حیات خود ادامه داده  و راهرو تنگ و تاریك یكی دو قرن را پشت سر نهاده و خود را به عصر حاضر رسانیده است .
سید خلیل عالی نژآد همچنین در انتهاآورده است: با نگاهی به مقالات و كتبی كه در مورد موسیقی ملل جهان نگارش یافته میتوان دریافت كه تنبور در بیشتر سرزمینها مثل هند، آمریكا، چین، مصر، سوریه، بالكان گرجستان و افغانستان، بنگلادش، مراكش، به نوعی حضور دارد البته نهایتا پیداست تنبور به هر كجا كه رفته اصل آن از ایران است .
گفتنی است، این پایاننامه در سال 75 - 1374 توسط سیدخلیل عالینژاد برای كسب درجه كارشناسی موسیقی از دانشگاه هنر با راهنمایی دكتر تقی بینش تدوین گردیده است.
در میان سازهای سنّتیِ رایج در ایران ، تنبور از لحاظِ قدمت ، گستردگی و گونه گونی در شكل و اندازه ، بسیار قابل توجه است . یافته های باستان شناسی ، دیرینگی بسیار زیاد این ساز را در ایران نشان می دهد. قدیمترین این یافته ها سه تندیسك سفالین به دست آمده در شوش متعلق به 1500 ق م است كه در دستهای یكی از آنها سازی شبیه تنبور هست . همچنین تصویری نقش شده بر تخته سنگهای تپة كیون جیك در حوالی شهر موصل متعلق به حدود 1000 ق م ، نیز نوازندگانی تنبور به دست را نشان می دهد . صرف نظر از این یافته ها، از كاربرد واژة تنبور در متون فارسی میانه و پهلوی مانند منظومة درخت آسوریگ، رسالة بُندَهش، كارنامة اردشیر بابكان و رسالة خسرو قبادان و ریدك وی معلوم می شود كه نواختن این ساز دست كم در اواخر دورة اشكانی و سرتاسر دورة ساسانی در ایران رواج داشته است .

از پاره ای از وجوه تسمیة تنبور نیز ایرانی بودنِ نام این ساز فهمیده می شود. مثلاً، مطرح شده كه واژة تنبور در اصل ، مركّب است از دُم / دُنب و برّه ؛ چه ، این ساز به دُم برّه شباهت دارد.

با وجود این وجوه تسمیه و یافته های باستان شناسی و مستندات منابع مكتوب كهن و نیز تأكید شماری از محققان بر ایرانی بودن تنبور ، مباحث متفاوت دیگری نیز به میان آمده است . فارمر  با استناد به مباحث زبان شناسان ، این موضوع را مطرح می كند كه در مصر قدیم تنبور را ظاهراً نِفِر می گفتند كه معادل واژة عبریِنِبِل است ؛ بنابراین ، می شود احتمال داد سه حرف «ن »، «ب » و «ر » كه در واژة تنبور وجود دارد، با اندك تفاوتی یادآور نام قدیم این ساز در مصر (= نفر) است . این سه حرف در واژة قنبره (جمع : قنابر) نیز، كه به گفتة ابن بطوطه در قرن هشتم در شمال افریقا معمول بوده است ، وجود دارد .
برخی ، با استناد به این گفتة مسعودی كه اختراع طنبور را به دو قوم گنهكار و نابود شدة سَدوم و عموره (= همان قوم لوط كه در سواحل بحر المیّت ( بحر لوط ) می زیستند) نسبت داده است ، تنبور را برگرفته از تن (= صدای حاصل از نواختن ضرب ) و بور (= آن كه نابودی اش مقدّر شده باشد ) پنداشته اند . پیداست كه اگر نظر مسعودی پذیرفته شود، می توان برای تنبور خاستگاه عربی قائل شد. فارمر، با استفاده از گفتة فارابی ، در بارة دستانهای جاهلی تنبور می گوید در عصر جاهلی تنبور بی گمان وجود داشته هر چند كه نامی از آن نمی یابیم . این در حالی است كه همائی شعری از اعشی بن قیس (متوفی 629) ، صاحب یكی از معلقات سبع ، آورده كه در آن تنبور ــ البته به صیغة جمع : طنابیر ــ به كار رفته است .

به نوشتة دورینگ ، می توان نوعی از قلب واژة سومریِ پان تور به معنای قوس كوچك را در واژة تنبور سراغ گرفت كه در یونانی به صورت پاندورا در آمده است . البته وی از طرح این احتمال نخواسته خاستگاه این ساز را غیرایرانی معرفی كند؛ چه ، در جای دیگر تصریح كرده كه خاستگاه تنبور ایرانی یا كُردی است.

تنبور از طریق حیره ، مركز ملوك لخمی ، به جزیرة العرب راه یافت و در قرنهای نخستین اسلامی از آنجا به كشورهای اروپایی رفت، این ساز كه در حیره به طُنبور/ طنبوره شهرت یافت ، در یونان تامپوراس نام گرفت و از آنجا به آلبانی رفت و تامپورا خوانده شد. در روسیه به دومرا ، در سیبری و مغولستان دومبره یا دمبوره ، و در روم شرقی باندورا یا پاندورا نام گرفت و سایر اقوام اروپایی كه از طریق روم شرقی با این ساز آشنا شدند، اسم پاندورا، ماندوره و باندوره و صورتهای دیگر كلمة پاندورا را بر آن نهادند. نام این ساز در چین ، تنپولا است كه تفاوت چندانی با نامهای آن در سایر مناطق جهان ندارد (فارمر، 1942، ص 40ـ44). به گفتة ریمان ، سازی كه در هندوستان با نام تمبوری متداول است ، همان تنبور عربی یا ایرانی است .

به نوشتة ابن خرداذبه در ایرانِ پیش از اسلام ، نواختن تنبور در ری ، طبرستان و دیلم بیش از سایر مناطق رواج داشته و این ساز اغلب آواز را همراهی می كرده است (ص 32). سخنان ابن خرداذبه را مسعودی نیز در مروج الذهب نقل كرده است .

 

 

در دورة اسلامی و از همان اوایل خلافت عباسی ، تنبور جایگاهی ویژه یافت . این ساز با اینكه بر پایة گزارشهای ابوالفرج اصفهان، قابلیت همراهی با آواز را كاملاً داشته ، در قیاس با عود بیشتر در تكنوازی از آن استفاده می شده است. در سده های سوم و چهارم تنبورنوازان برجسته ای پدید آمدند كه شرح حال بسیاری از آنان را جحظة برمكی  (متوفی 324)، كه خود از تنبورنوازان مشهور بوده ، در كتاب الطنبورییّن آورده است. این كتاب گرچه از میان رفته ، ابوالفرج اصفهانی در الاغانی به آن بسیار استناد كرده است .

یكی از منابع اصلی تنبورشناسی در سده های سوم و چهارم ، كتاب الموسیقی الكبیرِ فارابی است . فارابی در این كتاب فصلی بلند را به معرفی تنبور و نحوة دستان بندی و بیان فاصله های آن اختصاص داده است . وی دو نوع تنبور را كه در ساختمان و اندازه و نظام پرده بندی با یكدیگر تفاوت و در روزگار او رواج داشته اند، معرفی كرده است : یكی تنبور خراسانی رایج در خراسان و سرزمینهای واقع در شمال و خاور این ولایت و دیگری تنبور بغدادی كه در عراق و مناطق مجاور آن معمول بوده است . به گفتة فارابی این سازها اغلب دو تار داشته اند. فارمر با استفاده از شرح فارابی در بارة تنبور خراسانی می نویسد از دستانهای تنبور ابعادی حاصل می شد و از آنها آهنگی برمی خاست كه به عقیدة سرهیوبرت پری ، موسیقیدان بزرگ انگلیسی ، كاملترین آهنگی است كه تاكنون پدید آمده است از تفاوتهای طرز پرده بندی و كوك تنبور بغدادی به روش گذشتگان كه آن را «الدساتین الجاهلیة » (دستانهای عصر جاهلی ) خوانده ، با روش معاصران خود كه آن را به كمال نزدیكتر دانسته ، سخن گفته است .
از سدة چهارم به بعد، در متون ادبی و حتی متون اختصاصی موسیقی فقط از تنبور نام برده شده و آگاهی جالب توجهی در بارة آن نیامده است . در قرن ششم حسن بن احمد كاتب در كمال ادب الغناء در فصل بسیار كوتاهی كه به تنبور اختصاص داده ، تصریح كرده كه هم روزگاران او جایگاه دستانهای تنبور عربی یا بغدادی و تقسیم بندی آنها را دقیق نمی شناسند و جز دو یا سه پرده بر دستة تنبور نمی بندند. دو سه قرن بعد، عبدالقادربن غیبی مراغی (متوفی 838 .(آثاری پدید آورد كه در این باره حاوی اطلاعات تازه و منحصربه فرد است . به گفتة او طنبور شروانیان ، كه اهل تبریز آن را می نوازند، كاسه ای عمیق به شكل نیم گلابی با دو تار دارد . كاسة طنینی این ساز از «طنبورة تركی »، كه دو یا سه تار بر آن بسته می شود، بزرگتر است. مراغی همچنین از «نای طنبور» كه آن را سازی آرشه ای با دو تار خوانده ، یاد كرده است.

ابن خلدون (متوفی 808) از رواج تنبورنوازی در میان جلیقیه (گالیسی / گالیثیا)، از اقوام فرنگی اندلس ، سخن گفته است . اولیا چلبی (ج 1، ص 640) كه مَرْعَش در سوریه را خاستگاه تنبور دانسته ، علاوه بر تنبور كه دو تار از جنس روده داشته ، از «تل الطنبور» و تارهای سیمی اش سخن گفته كه به زعم او آن را شخصی به نام افندی اوغلو، از مردم كوتاهیة آسیای صغیر، ساخته است . در قرنهای بعد، تنبور با تفاوتهایی در اندازه و تعداد تارها، در ایران و سوریه و مصر و كشورهای اروپایی رواج داشته است . فیلوتو در قرن نوزدهم پنج نوع تنبور را ــ كه كاسه ای گلابی شكل و اغلب سه رشته تار، بعضاً مزدوج ، داشته اند ــ بترتیب ، از دراز به كوتاه ، معرفی كرده است : تنبور كبیر تركی ، تنبور شرقی ، تنبور بوزورگ (بزرگ )، تنبور بلغاری ، تنبور بغلمه. در این قرن ، بویژه در میان اسلاوها، از تنبور استقبال بسیار شد و اسلاوها در 1266/ 1850، تنبور را كه كاسه ای كم حجم و دسته ای بلند با چهار سیم داشته است ، به عنوان ساز ملی خود بر گزیدند.
در كتاب تاریخ سازهای موسیقی نوشته ی كورت ساكس تنبور ایران با ارائه تصویر معرفی گردیده است.كه مختصری از آن چنین است،عود دسته بلند كه تنبور نامیده می شود صدایی تیز و فلزی دارد و می توان خیلی ظریف نواخته شود این ساز بدنه ی كوچك گلابی شكل با یك گردن دراز دارد،اجزا آن بدون میخ به هم متصل شده دارای چند گوشی و چند سیم نازك می باشد.گوشی ها به شكل (T)است كه بعضی از جلو و بعضی از كنار نصب شده اند تنبور شبیه به سازهای زمان اعراب قدیم و ایران قدیم تركیه قدیم می باشد.
 بر طبق تعداد سیم ها نیز نام گذاری می شود.این ساز از نظر درجه بندی شدن بسیار جالب است و موقعیت نگهداشتن جای انگشتان در آن مثل موقعیت قرار دادن انگشت در سوراخ های سازهای بادی است كه بر طبق قاعده ی متری محاسبه شده است.به این خاطر بعضی ها این ساز را تنبور میزانی خوانده اند.این ساز در اروپا نیز معمول شده است و به چند شكل درآمده است.
تنبور در كارنامه اردشیر بابكان :رساله ای نیمه حماسی و یادگاری از روزگار ساسانی می باشد،كتابیست به زبان پهلوی در مورد سرگذشت اردشیر بنیانگذار سلسله ی ساسانی كه در حدود سال ۶۰۰ میلادی تدوین شده است .
بعداز حمله اسكندر مقدونی و برچیده شدن شاهنشاهی هخامنشی در سرتاسر ایران ۲۴۰ كدخدا بود كه هر كدخدایی قسمتی از ایران را اداره می كرد.اردوان كدخدا و حكمران سرزمین پارس بود.آوازه ی اردشیر به گوش اردوان رسیده بود او را به پارس دعوت كرد و مدت ها پذیرای او بود روزی در شكارگاه اردشیر گوری را نیك بزد،مردم جویا شدند كه كار كیست،اردوان گفت كار من است اردشیر از دروغ او برآشفت و با او به ستیزه برخاست.اردوان اردشیر را در ستورگاه زندانی كرد اردشیر در زندان اوقات خود را با تنبور نوازی و آوازخوانی سپری می نمود و پس از چندی به دستیاری یكی از نزدیكان اردوان از زندان گریخت و پس از مدتی حكومت مركزی و مقتدر ساسانی را تشكیل داد.نام پدر اردشیر ساسان و نام پدر مادرش بابك بوده است .
گسترش تنبور در عصر حاضر:
امروزه تنبور در سرتاسر ایران رواج دارد اما كانون اصلی این ساز كرمانشاه و كردستان و نواحی شمالی لرستان است . این ساز در این مناطق ، كه از مراكز اهل حق است ، با نامهای تَمیُرَه ، تَمیرَه ، تموره و تمور شناخته می شود . در این میان ، سازهای منطقه های گوران و صحنه در كرمانشاهان اشتهار و اعتبار
و رواج افزونتری دارند.
در قسمت كرد نشین تركیه موسوم به دیار بكر نوعی از تنبور موسوم به باقلما با كاسه ای بزرگ و پنج تار و حدود بیست دستان رایج است كه با مضراب نواخته می شود.در قسمت هایی از استان كردنشین سوریه موسوم به اكرا و نیز نوعی از تنبور موسوم به دیوانی تقریبا شبیه به باقلما وجود دارد در نواحی كردنشین عراق  نیز نوعی تنبور موسوم به دیوانی با مشخصاتی كه ذكر شد و نوعی دیگر بنام تمیره با كاسه ای كوچك و سیزده تا چهارده دستان با دو یا سه تار معمول است.در كردستان ایران نیز ساز مورد نظر تمیره نام دارد با مشخصات تنبوری كه در كردستان عراق متداول است ، بطور كلی تنبوری كه مورد استفاده ی كردان است صرفا سازی است آئینی و بیشتر مورد استفاده ی سالكین راه حق است .
تنبور در تاجیكستان
ابزار موسیقایی تاجیك به دو دسته تقسیم می شوند اول سازهای مناطق كوهستانی دوم ساز شهری.در دسته ی سازهای كوهستانی سازی موسوم به دمبرك موجود است كه از انواع تنبور است كه دارای دو سیم می باشد و در سازهای شهری كه از ظرافت بیشتری برخوردارند و تعدادشان نیز بیشتر است دو ساز موسوم به دوتار و تنبور وجود دارد ، دوتار در همه جا نواخته می شود .تنبور تاجیكی دارای سه سیم است و با مضراب نواخته می شود و با خواننده نیز همراه می گردد.بغیر از چند نوع مذكور در تاجیكستان تنبور با چهار تار ، پنج تار ۷ شش تار نیز وجود دارد .
تنبور تركی
در كتب قدیمی از تنبور تركی بسیار سخن به میان آمده است این تنبور كه دارای كاسه ای بزرگ است دارای پنج تا هفت تار می باشد و از چهارده تا بیست و هشت دستان دارد با مضراب نواخته می شود بیشتر در آذربایجان متداول است و به مرور زمان نامش از تنبور كبیر یا تنبور بزرگ یا تنبور مس ابتدا به چنگور و نهایتا به چگور تبدیل شده است .
تنبور در بلوچستان
یكی از ساز های مهم بلوچستان تنبیره نام دارد كه دارای كاسه طنینی نسبتا" بزرگی است این كاسه به گلابی نصف شده ای شباهت دارد، روی كاسه طنینی كه پوششی از چوب دارد كاملا" صاف است. در این قسمت صاف بیست سوراخ كوچك صوتی در پنج گروه چهار سوراخی تعبیه شده است.تنبیره سه سیم دارد و دسته آن فاقد پرده بندی است با انگشتان به صدا در می آید و كوك سیم های آن بنا به قطعه مورد اجرا قابل تغییر است.
تنبور در منطقه بالكان
تنها ساز اسلاو های جنوبی كه در قرن نوزدهم میلادی رواج یلفت تنبور می باشد.این ساز ظاهرا" از ایران به تركیه برده شده و در دوره تسلط تركان بر ارای مركزی به آن دیار راه یافته است.
این تنبور كاسه طنینی كم حجم و دسته ی بلندی دارد و دارای چهار سیم است این سیم ها به وسیله مضراب یا زخمه به ارتعاش در می آید و از آن صدای مطبوع و لطیفی شنیده می شود.
تنبور در افغانستان
در افغانستان نیز چند نوع تنبود وجود دارد كه به لحاظ شكل ظاهر، حجم كاسه، طول و ضخامت دسته و تعداد تار ها و تعداد دستان ها با هم متفاوتند.نوعی از آن موسوم به تمبور كوچكتر از تنبور معمولی است و دارای دو تار می باشد.نوع دیگر موسوم به دوتار كه بزرگتر از تنبور است و بر خلاف نامش دارای سه تار می باشد.
تنبور در گرجستان
دو ساز با اندكی تفاوت موسوم پاندوری و چنگوری كه دارای سه و چهار سیم بوده و بسیار شبیه به تنبور می باشند در شمار سازهای ملی گرجستان هستند.
تنبور در خراسان
آن تنبوری كه حكیم ابونصر تحت عنوان خراسانی معرفی و مسائل مربوط به آن را تشریح نموده به مرور زمان پذیرای نام دو تار شده و پس از گذشت قرن ها شخصیتی منحصر به خود را دارا گردید.تا آنجا كه به لحاظ شكل ظاهر و پرده بندی نسبت انواع دیگر تنبور میتقل شده و از نظر مضراب كاری و شیوه نوازندگی سبك و سنت خاصی پذیرفت.تنبور خراسانی را دوتار هراتی نیز می گویند اما آنچه از این نوع در ایران متداول است سه گونه مهم قوچانی دره گزی و تربت جامی را می توان نام برد.
ابن خرداد در رساله ی خود در زمینه ی موسیقی دوران ساسانی نگارش یافته آورده است:( ایرانیان عود را با نای و زنای را تنبور و سورنای را با دهل و مستج را با سنج همنوا می كردند و می نواختند.)
با توجه به حضور تنبور در سرزمین های مختلف در این قسمت آشنایی با ساز آیینی تنبور اشاره به سرزمین هایی می شود كه تنبور در آن جا حضور داشته و دارد البته لازم به توضیح است كه ، تنبور به هر كجا كه رفته اصل آن از ایران است.
تنبور در هند
متداولترین ساز زهی هند تنبور است ، این ساز در همه جا دیده می شود، كاسه ی آن را از چوب یا كدو می سازند ، چهار تار دارد، كه سه تای اول فولادی و چهارمی از برنج است.علاوه بر تارهای اصای ، رشته های كوچكی از ابریشم بین خرك و تارها بسته اند كه به طنین آن كمك می كند.برای نواختن ، سر ساز را روی شانه می گذارند و با انگشتان دست چپ تارها را می كشند.این ساز به صورت دست باز نواخته می شود یعنی فاقد دستان است و همیشه برای همراهی آواز بكار می رود.
تنبور در آفریقا
در شمال آفریقا ، نوعی تنبور سه سیم با كاسه ای كوچك و دسته ای باریك و بلند وجود دارد كه آن را با سر انگشت می نوازند.
تنبور در چین
تنبور زمانی كه به چین راه یافت تنپولا نامیده شد.نوعی دیگر از آن كه به پیپا موسوم است دارای كاسه ی كوجكی است كه بر روی صفحه و دسته دارای پرده هایی از جنس ابریشم می باشد.این تنبور دارای چهار رشته تار است و گوشی هایش در دو طرف آن قرار دارند قدمت آن به دو هزار سال می رسد.بیوا تنبور دیگری است كه تكامل یافته پیپا می باشد.اقسام تنبور چهار تار در چین بیشتر متداول است.
تنبور در مصر و سوریه
نوعی از تنبور كه دارای كاسه ای بیضی شكل است در مصر و سوریه رواج دارد.در سوریه تنبور را بوزوك یا بزق می نامند.
تنبور در مراكش
در مراكش نیز سازی با مشخصات تنبور موسوم به قونبر موجود است.
:تنبور تركمنی تنبور تركمن ها نیز نوعی از انواع دو تار خراسان است كه در جزئیات با انواع دیگر مقداری متفاوت است.
تنبور در بنگلادش در بنگلادش نیز دو نوع تنبور وجود دارد یكی از آنها موسوم به اكتار است كه دارای یك تار است و دیگری سازیست موسوم به دوتارا كه دارای دوتار است.
تنبور گیلانی
حكیم فارابی در كتاب الموسیقی الكبیر به نوعی تنبور اشاره می كند موسوم به تنبور گیلانی یا تنور جلیلی كه كوك مخصوصی را نیز با این نام مورد بحث قرار می دهند.

 ساختمان تنبور:

تنبورها در اندازه های مختلفی ساخته شده اند كه بر اساس تحقیق درویشی، اندازة كوچكترین و بزرگترین این سازها و اجزای كلی آنها به این ترتیب است : طول كلی : 87 ـ 5ر95 سانتیمتر؛ طول صفحه : 34ـ42 سانتیمتر؛ عرض صفحه : 5ر15ـ20 سانتیمتر؛ عمق كاسه : 2ر13ـ17 سانتیمتر به طور كلی بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یكسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه‌های استثنا ۸۵ تا ۹۰ سانتیمتر می‌باشد. و تشكیل شده‌است از :
كاسه،
دسته،
صفحه،
سیم گیر،
خرك دسته،
خرك صفحه،
دو یا سه گوشی
دو یا سه سیم و
۱۳یا ۱۴ دستان
گلو / گلویی ، كه در تنبورهای تركه ای ، كه كاسه را به دسته متصل می كند.

كاسه : همان قسمت پایین تنبور كه خود دارای اشكال مختلفی است كه بستگی به منطقه و سازنده خود دارد. كاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت میسازند كه انتخاب نوع چوب، یعنی اینكه از چه جنس توتی باشد خود دارای نكاتی است. در گوران بیشتر سازها كاسة یكپارچه دارند، اما در صحنه كاسة اغلب سازها از هفت تا دَه تركه ساخته شده اند.
دسته: قسمت انتهایی تنبور كه به كاسه متصل است كه در صدا تاثیر زیادی دارد
صفحه:قسمت روی كاسه كه دارای بافت ظریف می باشد، صفحة نازكی است از چوب درخت گردو كه بر روی دهانة كاسه قرار می گیرد و در وسط و یا در كنار صفحه حدود هفت تا دوازده سوراخِ دو تا سه میلیمتری دارد تا موجب نرمی صدای تنبور شود. سوراخ روی صفحه بر صدای تنبور تا ثیر بسزایی دارد.
دستان: سیزده تا چهارده دستان در تنبور وجود دارد كه در محلهای معیّن بر دسته بسته می شوند. به نظر اغلب نوازندگان مشهور، محل دستانها ثابت است اما برخی نیز معتقدند كه جای تعدادی از این دستانها متغیر است
خرك: خرك ، قطعه چوبی كوچك و محكم از درخت شمشاد و گردوست كه سیم بر آن سوار است، و بر روی صفحه با فاصلة حدود 3ر5 تا 4ر7 سانتیمتر از سیم گیر قرار می گیرد. در برخی از سازهای جدید سیم گیر كار خرك را می كند
سیم گیر : به قسمت انتهایی كاسه وصل است و سیم را به آن وصل می كنند. سیم گیر از جنس استخوان یا چوب بوده در انتهای صفحه قرار دارد كه تارها را بدان گره می زنند و تا انتهای دسته می كشند. در برخی از تنبورهای جدید، خرك كار سیم گیر را انجام می دهد.
گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی میگویند و از آن برای كوك كردن استفاده میكنند. دو تا سه گوشی (در تنبورهای نامتعارف تا پنج گوشی ) از چوب بید وجود دارد. تنبور لانة كوك (جعبة گوشیها) ندارد و گوشیهایش مستقیماً در سوراخهای ایجاد شده در انتهای دسته فرو می روند.
سیم گیر بالا: برجستگی پایین گوشی را می گویند كه دارای شیارهایی است. شیطانك ، كه قطعه چوب یا استخوانی است با دو سه شیار كه تارها از روی آن عبور داده شده به گوشی گره می خورند. شیطانك در حدود پانزده سانتیمتری ابتدای دسته تعبیه می شود
پرده: نخ نازكی است كه بر روی دسته بسته شده و فاصله ی هردو دستان  را یك پرده می گویند. تنبور از قدیم دارای دو سیم بوده كه اكنون آن را از دو سیم به یك سیم ارتقا داده اند .
سیم: دو یا سه سیم ، كه سیم بالایی معمولاً جفتی است . این سیمها از یك سو به سیم گیر و از سوی دیگر پس از عبور از روی خرك و شیطانك در انتهای دسته به دور گوشیها پیچیده می شوند.

شیوه نواختن تنبور:

در تنبورنوازی از پنج انگشت هر دست استفاده می شود. در شیوة معمول نوازندگی ، هر یك از انگشتان دست چپ روی یك خانه ، چهار انگشت پیاپی روی نیم پرده ، شست بین انگشت نشان و انگشت بزرگتر می نشیند و از انگشت شست برای سیمِ بم استفاده می شود. تنبورنوازی با مهارت ، در نواختن ساز به صورت «افقی » نیست (همانطور كه در ویولون كلاسیك غربی یا سیتار هندی رایج است )، بلكه با نواختن دقیق و ماهرانة آرایه های صوتی ، سونوریتة (صدادهی ) شفاف و سلاست جملات همراه با آرامش ، و بدون كشش عضلانی و عصبی و با دستیابی به تمركز روحانی كه نوازندة حقیقی تنبور در طی آموزشهای هنری و معنوی به دست آورده ، معنی می شود. مشخصترین عوامل فنی در اجرا عبارت اند از: ضرب قوی با چهار انگشت ، شُرِّ طولانی (غلتِ صدا)، شُرِّ ساده و نیز ضربات خاصی كه گاه بعضی نوازندگان از مكاتب دیگر موسیقی ایرانی ، مثل دو تارنوازی یا سه تارنوازی ، اخذ می كنند. در شیوة استاد نورعلی الهی (متوفی 1353 ش ) این تأثیرپذیریها از موسیقی اصیل شهری (سنّت ردیف دستگاهی ) شنیده می شود ولی در شیوة استادان دیگر، نظیر سیدامراللّه شاه ابراهیمی (متوفی 1382ش ) ، سیدخلیل عالی نژاد (متوفی 1381ش ) و علی اكبر مرادی (متولد 1327ش ) ، خصوصیات اصلی و قدیمی سنّت تنبورنوازی حتی الامكان حفظ می گردد. در برخی اجراهای موسیقی شهری ، گروه نوازی تنبور به صورت تك صدا (یونیسون ) دیده می شود كه جدید و گونه ای بدعت گذاری است و به هر حال با سنّت اصلی و هنری تنبورنوازی ، كه مبتنی بر تك نوازی و بدیهه سرایی خلاق است ، تفاوت و حتی تضاد دارد .

با این كه تك نوازی را بهترین جلوة هنری تنبورنوازی دانسته اند، نواختن سازهای دیگری ، از قبیل دوزله و تنبك و دف و كمانچه ، همراه تنبور در سنّت موسیقایی منطقة كرمانشاه و كردستان ، طبیعی و جا افتاده است . با این حال ، مقامهای تنبور مختص به خود آن است و مراد از «مقام » گاهی نشانة ساختاری مقامی است كه قادر است اشكال گوناگون و آهنگهای كمابیش ثابتی را تولید كند . از معروفترین مقامهاست : شیخ امیری ، سَحَری ، عابدینی ، باباكاوسی ، ساروخانی ، چپی ، طرز، قه طار (قطار)، شاه خوشین ، جلو شاهی ، فه تاح پاشایی (فتاح پاشایی ) و هَل پَرِگه . برخی از آنها اساساً برای تنبور ساخته و پرداخته شده و برخی دیگر از قطعاتی گرفته شده است كه با سرنا یا سازی دیگر نواخته می شود.

ضبط مقامهای موسیقی تنبور بیش از سه دهه قدمت ندارد و بسیاری از «مقامهای مقدّس » تا ابتدای هزارة سوم میلادی ، حق خروج از خانقاه ، اجرا در جمع یا ضبط در نوار یا لوح فشرده (سی دی ) را نداشتند. روایت فردی استادنورعلی الهی از این مقامات ــ كه از 1338 تا 1348ش ضبط و حدود سی سال بعد از آن در فرانسه تكثیر شده است ــ در كنار روایات سنّت گرایانه تر و محافظه كارانه تری از قبیل ضبطهای 1379ـ1380 ش علی اكبر مرادی در پاریس (كه با اجازة رسمی و كتبی شیخ خانقاه مبنی بر لزوم ضبط و نگهداری آنها در تاریخ ، همراه شده است )، مجموعه ای گسترده و قابل تأمل را عرضه می كنند. مهمترین این صفحه ها عبارت اند از : > مسیر عشق الاهی < ، > حماسه ای روحانی < از استاد الهی ، > موسیقی كُردی ایران < از علی اكبر مرادی كه بترتیب در 1997، 1998 و 2001 در پاریس ضبط شده اند .

در این بین ، نواخته های هنوز منتشرنشدة سیدخلیل عالی نژاد، آخرین بازمانده از سلسله ای عرفانی ـ هنری قدیمی در منطقة كردستان ، بسیار شایان توجه است . در اجرای عالی نژاد، سنّت قدیم با دریافتهای درخشان فردی و درونی او درآمیخته است ؛ اجراهایی برپایة سنّت قومی نیاكان و حاوی قدرت نفوذ معنوی او، كه هم در قالب تك نوازی هم در قوالب جدید مثل گروه نوازی و حتی قطعه سازی برای تنبور، تجلی پیدا كرده است .

مقامات تنبور :

مقامهای حقانی (كلام ، یاری) : اساسی ترین بخش موسیقی تنبور ، موسوم است به سرودهای دینی اهل حق یا مقامهای حقانی كه نزد پارسان به كلام مشهورند. این مقام ها تنها با تنبور و آواز اجرا می شوند. هر كلام متن معینی دارد و این متون از گفته ها و سروده های بزرگان پارسان (اهل حق) است. متون كلام ها عمدتا منظوم و حجایی است و سروده های مذهبی آیینی آن از كتاب نامه سرانجام و سایر كتابهای دینی اهل حق است. تعداد كلام های اصلی 72 مقام است . این كلام ها كه به كلام های پرد یوری شهرت دارد، متعلق به دوره پیش از سلطان اسحاق تا زمان او هستند.

 مقام های باستانی (مجلسی) : تنبور نوازان گاه این مقام ها را غیر یاری ، غیر كلام یا غیر حقانی می نامند. تنبور ، مهم ترین ساز اجرا كننده این مقام ها ست. بخشی از این مقام ها ، با سازهای سرنا، دهل ، دوزله ، نرمه نای و شمشال نیز اجرا می شوند كه متاسفانه تعدادی از آنها به علت پیچیدگی و نامانوس بودن به دست فراموشی سپرده شده اند. بیشتر این مقام ها در كوك طرز نواخته می شوند.  چنانكه سابق بر این اشاره شد حوزه رواج تنبور در كرمانشاهان در دو كانون اصلی صحنه و گوران (3) متمركز است ، اما از آنجا كه تجمع یارسان (اهل حق) در گذشته بیشتر در منطقه گوران بوده ، مقام های تنبور این منطقه تا حدودی اصیل تر باقی مانده است.

 مقام های مجازی: مقام های مجازی را گورانی نیز می خوانند. ترانه ها ، آهنگ های رقص و بسیاری از نمونه های مختلف موسیقی كردی در این بخش قرار می گیرد. این دسته از مقام ها تا حدی از دو دسته دیگر جدیدترند.  مقام های مجازی اگرچه در مقایسه با سایر مقام ها از روحانیت كمتری برخوردارند اما از ویژگی های هنری بسیار والایی برخوردارند. مقام های مجازی با آواز ، سرنا و دهل ، دوزله ، نرمه نای و تنبك ، شمشال و كمانچه نیز اجرا می شوند.  این مقام ها از تنوع شگفت انگیزی برخوردارند و به عبارتی گسترده ترین بخش موسیقی كردستان و كرمانشاهان را می سازند.

 شیوه كوك تنبور:

امروزهمینای صداهای موسیقی در سازها نت دوی دیاپازن است كه سازهای شاخص موسیقی ایرانی نیز از آن تبعیت نموده‌اند.مثلاً اكثر نوازندگان تار، دست باز یا مطابق دو سیم اول كه سیم‌های اصلی تارند را برابر با نت یاد شده میگیرند.همین امر باعث شده‌است كه صدای سازهای ایرانی بدلیل مبالغه در زیرشدن از اعتدال خارج گشته و صداها اكثراً یز و خشك و بدون طنین شده و از حالت اصلی خود خارج گشته‌است.در گذشته مبنای صداهای موسیقی نت لا بوده‌است چه درموسیقی ایرانی و چه در موسقی جهانی.این امر تا كنون در تنبور مراعات گردیده یعنی دست باز یا مطابق دو سیم اول كه سیمهای اصلی تنبور اند، معمولاً برابر است با نت لا. یعنی یك و نیم پرده بم تر از مبنای امروزی كوك می‌شوند.

كوك های تنبور :

كوك طرز : بیشتر مقا م های مجلسی با این كوك نواخته می شود. نسبت میان وترها در كوك پنجم درست نزولی است و صدای باز وتر دوم اكتاو پایین تر از صدای دستان پنجم است.
كوك بَرز : برز ، به معنی بلند، نامی است كه استاد سید ولی حسینی بر این كوك نهاده است . بیشتر مقام های كلام در این كوك اجرا می شوند. 

نكاتی در مورد ساخت تنبور:

مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت تنبور :
- انوع چوب : گردو(برای ساخت كاسه) ، چوب توت وتوت سیاه (برای ساخت كاسه و دسته )،چوب افرا، سنجد وشمشاد (برای ساخت سیم گیر، خرك، زه ، اشك و تزئینات دیگر (
- استخوان برای نصب روی دسته در صورت ساخت ساز هایی تزئینی تر و خاص
- چسب یا سریشم
- شاخ قوچ برای ساخت خرك ، سیمگیر ، شیطانك
- پرده یا دستان
- سیم (در جنس ها و ضخامت های مختلف ومورد نیاز)
- لوازم رنگ آمیزی ساز : الكل صنعتی نود درجه ، لاك طلایی – پارافین غیر خوراكی مایع- رنگ ( بیكرومات پتاسیم یا سدیم و رنگهای طبیعی دیگر)
وسایل و ابزار مورد نیاز برای ساخت تنبور :
- مغار گیلویی : برای كندن و خالی كردن داخل كاسه سازها
- تیشه معمولی نجاری در اندازه های بزرگ ، متوسط و كوچك : برای تراش روكار و شكل دادن
- اسكنه : برای درآوردن فاق و وصل دسته و . . .
- اره تَر بُری و خشك بری – اره كمانی : برای برای درز كردن كاسه ، فاق زبانه كاسه و بریدن و درست
كردن خرك ، بریدن و درز كردن استخوانهای روی دسته ساز
- رنده های معمولی نجاری ، رنده خشتی ، رنده بغل دوراهی : برای رنده كردن و شكل دادن
- انبرك : برای اندازه گیری قطر كاسه
- كولیس ، گونیا و پرگار
- خط كش فولادی
- خط كش نجاری
- چوب ساب ترسابی و خشك سابی
- چوب ساب قاشقی و نیم گرد
- لیسه معمولی و نیم گرد
- قید ( گیره بزرگ) برای تحت فشار قراردادن دوقسمت كاسه ساز
- گیره رومیزی
- دریل دستی
- دریل شترگردن
- ریسمان باریك پنبه ای
- انواع قالبها( برای ساخت كاسه)
- كاغذ سمباده آج متوسط و آج ریز(نرم)
روش ساخت :

مشخصات ظاهری تنبور بلندی این ساز در نمونه های مختلف یكسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه های استثنا 84 تا 95 سانتیمتر می یاشد . كه طول كاسه بین 36 تا 40 سانتیمتر وطول دسته 48 تا 55 سانتیمتر می باشد .
انتخاب چوب:

كاسه تنبور عموما از چوب توت ساخته می شود و انتخاب نوع جنس چه توتی باشد دارای حساسیت و نكاتی است .بهترین نوع آن چوب درخت توتی است كه میوه اش رنگی مثلا ارغوانی یا سیاه باشد .و اگر از مناطق كوهپایه ای باشد و كمتر آب خورده باشد زنگ صدای بهتری خواهد داشت . چوب درختان مناطق مرطوب و اراضی كه درای املاح آهنی روئیده باشند صدای مطلوبی نخواهد داشت . با دقت در انتخاب نوع چوب می توان به صدای دلخواه دست یافت .چنانچه در قسمت انتخاب شده چوب گره وجود داشته باشد بر صدای ساز اثر نامطلوب خواهد داشت .
گره عبارتست از اثر شاخه ای كه در تنه ی درخت ایجاد می كند و به صورت گره زنده وگره ی مرده بر روی چوب دیده می شود در مورد گره های زنده ی چوب شاخه هنوز به ساقه هیچ گونه وابستگی نداشته ورنگ ان از رنگ چوب تیره تر است وچوب های سوزنی برگ نصبت به پهن برگان گره های بیشتری دارد وگره ی مرده حاصل از قطع شاخه ی درخت در گذشته یا خشك شدن در گذشته است كه پس از گذشت چند سال درخت روی ان را می پوشاند.گره ی زنده نسبتا مقاوم می باشد اما گره ی مرده مقاومت چوب را پایین می آورد
در انتخاب رگه های آوندی چوب هم باید دقت خاصی داشت . اگر رگه های آوندی راست و نزدیك به هم ( به اصطلاح خط ریز )باشند صدای حاصل بم تر خواهد بود . چنانچه رگه ها راست ولی زیاد به هم نزدیك نباشند صدای حاصله زیر تر خواهد بود.انتخاب رگه های درشت توصیه نمی شود .
وزن مخصوص یا جرم حجمی چوب نیز در كیفیت صدا تاثیر دارد . اگر فشردگی چوب زیاد باشد دارای وزن مخصوص بیشتر می شود به اصطلاح فشرده تر و سنگین تر می شود و صدای زیرتری از آن حاصل می شود و برعكس اگر مقدار فشردگی چوب كمتر باشد به اصطلاح پوك و سبك (پفكی) باشد صدای بم تر و بهتری خواهد داشت و نهایتاً وزن كلی ساز هم كمتر می شود .
قطر یا ضخامت دیواره كاسه باید بین 3 تا 5 میلیمتر باشد بیش از 5 میلیمتر صدا فو ق العاده زیر و اگر كمتر از 3 میلیمتر باشد صدای ساز بم و خام خواهد بود . صدای نافذ گیرا و با طنین و پخته میانگین این ضخامت ها حدود 4 میلیمتر است . البته ضخامت كاسه در تمام قسمت های كاسه كاملا یكسان و مساوی نمی باشد .
حجم كاسه و نوع قالب هم در صدا تاثیر دارد معمولا كاسه های بزرگتر صدای بم تر و كاسه های كوچكتر صدای زیر تر ی دارند .
چوب دسته تنبور هم از چوبی انتخاب می شود كه باید محكم تقریبا سبك صیقل پذیر كاملا خشك، راست، بدون گره بدون پوسیدگی وترك خوردگی و سالم باشد.معمولا چوب گردو البته از چوب های دیگری مانند چنار موج و زرد آلو هم می توان استفاده نمود .
پوست
بافت چوب پنبه ای
آبراه
بافت اصلی
اگر به برش عرضی استوانه تنه درخت توجه بنماییم از قسمت بیرون ابتدا پوست را مشاهده می نماییم كه بستگی به نوع چوب دارای ضخامت های متفاوتی می باشد و در زیر آن لایه ای سفید رنگ یا به رنگ روشن دیده می شود كه اصطلاحا بافت چوب پنبه ای گفته می شود و بعد از آن تا حدود مركز تنه بافت اصلی چوب مشاهده می گردد و در قسمت مركزی تنه درخت آبراه یا آبخور دیده می شود چوب انتخابی برای ساخت كاسه باید در قسمت سالم بافت اصلی واقع شود.
از سازندگان معروف تنبور، ابتدا از نریمان (سازندة آسوری تبار) و نیز از اسداللّه گهواره (سازندة كرمانشاهی الاصل ) باید نام برد. سازندگان دیگری نیز، به سبب رواج و رونق تنبور در سالهای اخیر، هر كدام تنبورهایی با صدای خاص خود را ساخته اند ولی هیچكدام از سنّت قدیمی تنبورنوازی خارج نشده اند.

تنبور در لغتنامه ها و دائره المعارفها:

در فرهنگ معین در خصوص لغات تنبور،تنبوره و طنبوره آمده است :تنبور (tanboor). یكی از آلات های موسیقی ذوی الاوتار كه دسته ای دراز و كاسه ای كوچك مانند سه تار دارد .تنبوره (tanboore)(تنبور=طنبور ).........سازی است از خانواده آلات موسیقی رشته ای مقید كه كاسه ی طنینی و دسته ی آن از سه تار بزدگتر و طویل تر است و چون دارای دو رشته سیم است به آن دو تار نیز می گویند نوازنده با سر انگشتان دست راست تارها را به ارتعاش می آورد .
در لغت نامه آنندراج در خصوص تنبور آمده است: طنبور یا تنبور ساز معروف و این معرب تونبره كه لغت هندی است به معنی كدوی تلخ و چون این ساز را در اصل از كدو ساخته اند.
در لغت نامه برهان قاطع در معنی لغت تنبور آمده است:تنبور بر وزن زنبور سازیست مشهور و معرب آن طنبور باشد...در جای دیگر از همین كتاب غندور نوعی تنبور معرفی شده است.
در كتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته ی روح الله خالقی در مورد تنبور آمده است :(ساز دیگری در ایران بنام تنبور سابقه ی قدیم دارد ...این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده و با انگشتان دست راست نواخته می شده هم اكنون در كرمانشاهان معمول است .دسته ی تنبور راست و بلند است .عده ی پرده های آن كمتر از تار است .شكل تنبور همه جا در نقاشی های قدیم بخصوص در مینیاتورها دیده می شود و كاسه ی آن از جنس چوب است و دهانه ی آن هم پوست ندارد مثل سه تار ولی كاسه اش بزرگتر است به شكل یك نصفه خربزه بنظر چنین می رسد كه سه تار از نوع تنبور بوده با این تفاوت كه  تنبور را با چهار انگشت دست راست ، بدون شصت بصدا در می آورند ولی در سه تار ، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام می دهد .
در كتاب سازهای ملی نوشته ی عزیز شعبانی جلد دوم فصلی به تنبور و مشتقات آن اختصاص یافته كه به معرفی تنبور و سازهای هم خانواده اش پرداخته است كه به قسمتی از آن اشاره می شود :(تنبور سازی است زهی با دسته ای بلند شبیه به سه تار ....در حال حاضر دارای چهارده پرده می باشد.این ساز را مانند دوتار محلی با پنجه می نوازند ولی ریزه كاری های بخصوصی دارد كه در دوتار معمول نیست ...تنبور بیشتر مورد استفاده دراویش كرمانشاهان قرار می گیرد كه نواهای مذهبی خود را بطرز جالبی با آن می نوازند ، صدای كم عارفانه ی تنبور در این مناطق توام با دف است .)
در كتاب شعر و موسیقی و ساز و آواز در ادبیات فارسی نوشته ی ابوتراب رازانی در مورد معرفی تنبور آمده است :(تنبور  از سازهای قدیمی ایران دارای دسته ای بلند و شكل گلابی بوده ابتدا دو وتر داشته و سپس تا شش تار رسیده است.قدیمی ترین نقش این ساز در تپه ی بنی یونس در حوالی موصل مربوط به سه هزار سال پیش بدست آمده و شباهتی كامل بین این ساز و تار مشهور ، مشهود است .
در دایرةالمعارف بریتانیكا نیز مطالبی در مورد تنبور آمده است كه به اختصار چنین است :
تنبور سازی شرقی و از خانواده ی عود است ، دسته ای بلند دارد و دارای دو یا سه سیم كه با انگشت به صدا درمی آید در قدیم دو نوع تنبور وجود داشته است.كاسه ی نوع اول بصورت گلابی بوده و این نوع تنبور بیشتر در نواحی ایران و سوریه رواج داشته و از طریق تركیه و یونان به اروپا راه یافته است ، نوع دوم دارای كاسه ای بیضی شكل بوده و بیشتر در مصر رواج داشته ولی در ایران و كشورهای آفریقای شمالی هم وجود داشته است .
در جلد اول از كتاب عظیم ایرانشهر اسامی بیست و نه ساز ایرانی برشمرده شده است كه ردیف بیست و یكم نام تنبور است .
در كتاب تمدن ایرانی نوشته ی چند خاورشناس بزرگ از منزلت موسیقی ساسانی بحث شده است و در آن ضمن ، اسامی سازهای آن زمان را برشمرده اند.كه در آن بین به تنبور بزرگ اشاره شده است .
كتاب سازهای موسیقی جهان كاریست جمعی از عده ای پژوهشگر و محقق كه در آن تمامی سازهای جهان از بدو پیدایش تا مرحله ی كمال با ارائه شواهد و تصاویر معرفی شده اند. در صفحاتی از این كتاب نمونه هایی كلی از تنبور ضمن ارائه ی توضیحاتی بسیار مختصر ارائه گردیده است و در صفحه ای دیگر تصویر شش ساز ایرانی درج شده كه در كنار تصویر شماره ی سوم نام تنبور ایران قید گردیده است .
كتاب موسیقی و ساز در سرزمین های اسلامی نیز به چندین نوع تنبور در سرزمین های یاد شده اشاره نموده و بعضی را نیز بطور مفصل شرح داده است از جمله تنبور بحرین تنبور تركیه تنبور هند تنبور ایران تنبور افغانی تنبور كردی تنبور قزاقستان و قرقیزستان تنبور یوگسلاوی تنبور مراكش تنبور نیجریه و تنبور یونان .
در ضمن معرفی تنبور كردی آورده است كه :سازیست با كاسه ی گلابی شكل و دسته ای بلند كه مورد استفاده ی در اویش كردستان ایران است و در مراسم مذهبی این فرقه ( یارسان اهل حق )مورد استفاده قرار می گیرد .
تنبور در رساله درخت آسوریك :این رساله یكی از كهن ترین متون فارسی میانه است و متن آن عبارتست از مناظره ی درختی با یك بز.بعضی درخت آسوریك را درخت نور معنی كرده اند.عده ای آن را درخت خرما پنداشتند و بز بعضی ها گاو دانستند برخی گوزن و عده ای همان بز . این منظومه شامل121 سطر یا بیت است كه در آن به تنبور به صورت نیكویی اشاره شده است.در سطر 101 از این مناظره نام پنج ساز كهن ایرانی از جمله تنبور ذكر گردیده است
تنبور در دایرۀالمعارف باستانی بندهش :فرنبع دادگی فرزند دادویه مولف دایرۀالمعارف باستانی بندهش كه خود از موبدان است به سی پیوند از سوی پدر خود را به منوچهر كیانی می رساند.بندهش به معنی آفرینش آغازین است.متن این اثر گرانقدر به زبان فارسی میانه می باشد و فصلی از آن به چگونگی بانگ ها اختصاص یافته است.در این قسمت بانگ ها به پنج دسته كلی تقسیم گردیده به اسامی وین بانگ(صدای ساز )سنگ بانگ،آب بانگ،گیاه بانگ،زمین بانگ .
و در خصوص صدای ساز آورده اند:وین بانگ آن است كه پرهیزكاران نوازند و اوستا برخوانند بربط و تنبور و چنگ و هر ساز زهی دیگر كه نوازند وین خوانند .

 



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : saeed ahmadi
نویسندگان
نظرسنجی
به کدام یک از آلات موسیقی علاقه یبیشتری دارید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی